ميرزا مهدى نواب طهرانى
30
دستور الأعقاب ( فارسى )
معاملات و بيع و شراى كلى هستند ملىّ و مالدارترند از مردم ملكى كه مرجع معامله و سوداى كلى نيستند ، ز آب خرد « 1 » ماهى خرد خيزد . در سال هزار و دويست و سى و اند بواسطه نفايس بديعه و امتعه مطبوعه كه از ولايت انگليز و بعضى از ولايات فرنگ به ايران ساير و داير آمد ، امر معاملات تجّار و نساج اين ملك به نوعى روى به اختلال نهاد كه خراج ديوان و منال سلطان را نقصانى فاحش حاصل آمد . بازرگانى گيلانى الاصل كه مقيم يزد است منسوبى جيلانى را به قليل مايه به بندر بمبئى فرستاده در آنجا ابريشمى بديد كه از چين آورده بودند . شعربافان هندوستان بيع و شرا داشتند . دفعه ديگر كه ثانى سفر بدان كشور بود به امتحان پنهان از اين و آن مختصر ابريشمى از گيلان به بندر مسطور ببرد . شعربافان آن ملك را پسند افتاد . در دو سال به احتياطى كه احدى از امثال را اطلاعى حاصل نيامد در گيلان خريدند و در هندوستان فروختند . در هرسفر پنج ضعف ثمر حاصل يافتند . به اين حسن تدبير سودى خطير به دست آوردند و سامان بزرگ مالك گشتند . اكنون به كثرت مال و بسيارى ضياع و عقار ضرب المثل و عديم المثال است . * * * [ از يكى از كبار تجّار . . . ] از يكى از كبار تجّار شنيدم كه گفتى كه همچنانكه فقيه در
--> ( 1 ) . نسخهء « م » : كرد [ - آبگير ] .